{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Stop Working
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۰
[bbComputer]
[... عمومی ...]
دست از كار كشيدن
۲
۰
[General]
[... عمومی ...]
از کار افتادن
معنی Stop Working, معنی Sفخح Wخقمهئل, معنی Stop Working, معنی اصطلاح Stop Working, معادل Stop Working, Stop Working چی میشه؟, Stop Working یعنی چی؟, Stop Working synonym, Stop Working definition,
معنی which one
,
ترجمه which one
به فارسی,
معنی روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن گریس، روغناتومبیل، روغن، چربی، مداهنه، چاپلوسی
,
ترجمه روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن گریس، روغناتومبیل، روغن، چربی، مداهنه، چاپلوسی
به انگلیسی,
معنی bibliographic coupling
,
معنی kidney transplant
,
ترجمه kidney transplant
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی